به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






کلینیک پرسش وپاسخ

 

 

سوال                                                                                         

الدهرمذ کان مظلوم ومتهم.نقش مذ کان چیست /

پاسخ

جمله/مذ کان/ یک جمله معترضه است.مذ اگربعد ازان یک اسم بیاید حرف جر است مانند /مارایته مذ یوم الخمیس/. امااگر بعد از ان جمله ای بیاید ظرف زمان است  مانند مالقیته مذ سافر.

سوال

در ا یه /ان الله یحب الذین یقا تلون فی سبیله صفا/ نقش کلمه صفا چیست.

پاسخ

 

این  کلمه در اصل مصدری است که معنای اسم فاعل را میدهد. در این ایه منصوب است چون حال از ضمیر فاعلی در یقا تلون می باشد .

معنای ایه چنین است خدا دوست می دارد کسانی را که در راه او قتال می کننددر حالی که به صف

ایستاده اند.

 

 

  



منبع این نوشته
برچسب ها : جمله , چیست پاسخ ,
اشتراک گذاری مطلب

قواعد (تشکیل) حرکت گذاری اخر کلمات


فرزانگان
آنچه که هستی٬ هدیه ی خداوند است و آنچه خواهی شد٬هدیه توست به خداوند ...پس بی نظیر باش... 
قالب وبلاگ
 
 


تشکیل(حرکت گذاری) در سؤالات عربی کنکور

در سؤالات کنکور سراسری در بخش « درک مطلب» دو سؤال از نه سؤال این بخش به حرکت گذاری«تشکیل» اختصاص دارد، برای پاسخ به این سؤال باید تسلط به حرکت گذاری فعل ها، اسم ها و حروف داشته باشیم و از طرف دیگر باید نقش های کلمات را در جملات بدانیم تا بتوانیم حرکت حرف آخر کلمات را تشخیص دهیم، لذا در این جاسعی شده است، موضوعاتی که در تشکیل اهمیت دارد به صورت فهرست وار ذکر شود که داوطلب بداند باید به چه نکاتی در تشکیل توجه ویژه داشته باشد. دانستن ترجمه عبارت نیز در حرکت گذاری می تواند خیلی مؤثر باشد. در این سؤالات بهتر است اول حرکت گذاری که به آن ها یقین داریم حداقل دو گزینه کنار بگذاریم و در مرحله بعد دو گزینه باقی مانده را مقایسه کنیم تا بتوانیم گزینه صحیح را تشخیص دهیم که این کار با ممارست و تمرین و تست زنی به دست می آید:

 

■ مواردی که باید در تشکیل به آن ها توجه کرد:

1- مضارع مرفوع: فعل مضارع در حالت عادی مرفوع است یعنی در صیغه 1 و 4 و 7 و 13 و 14 حرکت –ُ- می گیرد و در ما بقی صیغه ها آخرش نون مفتوح ( نَ) در جمع یا نون مکسور(نِ) در مثنی وجود دارد. مثال: یضربُ- یضربانِ- یضربونَ

۲- مضارع مجزوم: اگر قبل از فعل مضارع حروف جازمه« لَم، لَما، لام، امر، لای نهی و ادوات شر ط» بود باید مضارع مجزوم باشد مثال: لم یَضرِب

 3- مضارع منصوب: اگر قبل از فعل مضارع حروف جازمه « اَن، لَن، کَی، اذن، لِ، حتی» بود باید منصوب باشد. مثال: ان یَضرِبَ

 4- مجرور به حرف جر: اگر قبل از اسم یکی از حروف جر بیاید باید اسم مجرور باشد. مهمترین حروف جر: فی- الی- ب- لِ- عَلی- عَن- مِن- مُنذُ- واو قسم- کَ و ..... ■ بعد از واو قسم، اسم به صورت مجرور می آید، چون واو قسم از حروف جر است. ◄ مثال: والعصر، والفجر ■ باید دقت کنیم واو قسم با حرف عطف یا حالیه اشتباه نکنیم: ◄مثال برای واو حالیه: جاء علی و هو راکب ◄ مثال برای واو عطف: جاء علی و سعید■ باید دقت کنیم اسم غیر منصرف بجای –ِ --- --َ می گیرد. مثال: فی مساجدَ به جز مواردی که ال داشته باشد یا مضاف واقع شود. مثال: فی المساجدِ- فی مساجدِ نا

5- مبتدا :اسمی که در اول جمله بیا ید غالبا مرفوع است مثال : التلمیذ فی المدرسه

 6- خبر : اسمی که غالبأ بعد از مبتدا می آید و مرفوع است . مثال: التلمیذُ شجاع ■ اگر عبارتی با شبه جمله شروع شود( جار و مجرور و یا ظرف) و بعد از آن اسمی مرفوع بیاید، آن شبه جمله خبر مقدم است و آن اسم، مبتدای مؤخر و مرفوع است. ◄ مثال: فی الدار رجل(مبتدای مؤخر) عندی کتاب( مبتدای مؤخر)

7- اسم لای نفی جنس: اسمی که بعد از اسم لا می آید، مبنی بر فتح است. مثال: لا رجلَ فی الدار

8- خبر لای نفی جنس که بعد از اسم می آید، مرفوع است. لا طیر اجملُ من الطاووس

9- اسم ان( حروف مشبهه بالفعل): اسمی که بعد از حروف مشبهه بالفعل( ان- ان- کان- لکن- لعل-لیت) بیاید، منصوب است. ان اللهَ علیم.

10- خبر ان ( حروف مشبهه بالفعل): اسمی که غالبأ بعد از اسم حروف مشبهه بالفعل و مرفوع است. ◄مثال: ان الله علیمٌٍ ■ اگر بعد از حروف مشبهة بالفعل، شبه جمله بیاید( جار و مجرور یا ظرف) خبر مقدم است و بعد از آن اسم حروف مشبهة بالفعل و منصوب می آید. ◄مثال: ان فی الدار رجلأ

11- اسم کان( افعال ناقصه): اسمی که غالبأ بعد از این افعال( کان- صار لیس- مادام- مازل- اصبح و.....) می آید، مرفوع است. مثال: کان اللهُ علیمأ

۱۲-- خبر کان ( افعال ناقصه): اسمی که غالبأ بعد از اسم این افعال می آید و منصوب است. مثال: کان الله علیماً ■ اگر بعد از افعال ناقصه شبه جمله بیاید( جار و مجرور یا ظرف)، خبر مقدم است و بعد از آن اسم افعال ناقصه و مرفوع می آید. ◄مثال: کان فی الدار رجل

13- فاعل: اسمی مرفوع که معمولأ بعد از فعل می آید. مثال: جاء علیٌ

۱۴- مضاف الیه: رابطه دو اسم که به اسم دوم مضاف الیه می گویند و مجرور است. مثال: کتاب التلمیذَِ ■ باید دقت کنیم بعد از اسماء دائم الاضافه( کل- بعض-ذو- ذا- ذی- ابن- بنت- جمیع- مع- غیر- بعد- قبل- بین- تحت- امام- عند و.) مضاف الیه و مجرور می آید. مثال: بعض التلامیذِ. ذو علمِِ

15- فعل مجهول: حرکات فعل مجهول در ماضی: حرف عین الفعل مکسور و هر چه حرف متحرک قبل از عین الفعل، باید مضموم باشد و در مضارع مجهول: حرف عین الفعل مفتوح و حرف مضارعه مضموم است: مثال: استخرِِِِِِِِِِِِِِج ←اُستُخرِِِِِِِج- یستخرج ← یُستخرَج

16- نائب فاعل: بعد از فعل مجهول نائب فاعل و مرفوع می آید. مثال: ضرب علی

17- جمع مؤنث سالم: اسم جمع مؤنث سالم در حالت نصبی حرکت – و – نمی گیرد و باید دقت کنیم در حالت نصبی ( مفعول- اسم ان- خبر کان و ........) اعرابش نیابی و فرعی است، یعنی به جایش - می گیرد. مثال رایت المسلمات – ان المسلمات.

18- اسم مقصور: باید دقت کنیم که اسم مقصور حرکت – نمی گیرد چون اعراب آن تقدیری و اگر در آخر اسم مقصور حرکت باشد، غلط است: مثال رایت موسی( غلط) ■ و در حالت نکره و بدون ال فقط تنوین- می گیرد: رایت فتی- جاء فتی- سلمت علی فتی

 19- اسم منقصوص: باید دقت کنیم که منقوص حرکت- نمی گیرد، چون اعراب آن تقدیری است و اگر در آخر – باشد غلط است مثال جاء القاضی( غلط) سلمت علی القاضی( غلط)■■ و در حالت نصبی مثل مفعول، اسم ان و ..... اعراب آن اصلی است مثال: رایت القاضی■ و در حالت نکره و بدون ال بجز در حالت نصبی که اعرابش اصلی است حرف«ی» حذف شده و اعراب- می گیرد. مثال: جاء قاض سلمت علی قاض. و رایت قاضیأ

۲۰- مفعول: با توجه به قرائن جمله نوع مفعول را باید تشخیص( مفعول به- مفعول فیه- مفعول مطلق) که اعرابش منصوب است. مثال رایت التلمیذ( مفعول به)- ذهبت الی المدرسة یوم الجمعة ( یوم مفعول فیه) ضربت ضربأ شدیدأ( مفعول مطلق نوعی)

 21- منادا: اگر کلمه بعد از منادا تنها باشد( چه نکره و چه معرفه) فقط حرکت- می گیرد یعنی مبنی بر ضم است و اگر مضاف به کلمه بعدی باشد- می گیرد. مثال: یا علی- یا تلمیذ- یا تلمیذ المدرسة. ■ لذا کلماتی مثل یا علی یا تلمیذ المدرسة و ....... غلط است. ■ ■ کلماتی که بعد از «ایها و ایتها می آید باید به صورت مرفوع باشد واگر نباشد غلط است. ◄ مثال: ایها الناس

22- باید دقت کنیم کلمه ای که ال داشته باشد دیگر تنوین نمی گیرد، اگر با هم بیاید غلط است. مثال التلمیذ ( غلط)

 23- باید دقت کنیم اسم بعد از فعل نمی تواند- بگیرد، بلکه یا- می گیرد و یا- می گیرد، پس اگر- آمده باشد، غلط است( به جز جمع مؤنث سالم که نمی تواند- بگیرد و به جایش- می گیرد)

24- تشخیص من( حرف جر) و من( موصول، استفهام و شرطیه): باید دقت کنیم که با توجه به قرائن جمله تشخیص دهیم که این کلمه« من۫» یعنی حرف جر است، یا « من» می دانیم که « من» حرف جر فقط بر سر اسم یا ضمیر می آید، و من شرطیه و استفهام در ابتدای جمله و من موصول در وسط جمله می آید، دقت در ترجمه هم راه گشا خواهد بود.

25- صفت: می دانیم صفت با موصوف خود که قبل از آن می آید، مطابقت می کند. التلمیذُ الشجاعُ ■ رابطه صفت و مضاف الیه: گاهی میان صفت و موصوف فاصله می افتد و در این حالت مضاف الیه میان آن دو می آید ککه باید به حرکت گذاری آن بسیار دقت کرد. مثال: اشعة القمر الفضیة

26- اگر حرف جر«ل » بر سر ضمیر بیاید به صورت « ل» می آید. مثال: لهم- لک

27- حرف ٳن وقتی بعد از حرف جر و یا بعد از « مع» و وسط جمله یا بعد از فعل ماده« علم» بیاید، به صورت أن می آید ولی در ابتدای جمله یا بعد از فعل ماده« قول» بیاید، به صورت ان می آید. مثال: ٳن الله علیم- و اعلم أن الله عزیز حکیم. قال ٳنی مهاجر الی ربی- لأن – مع أن

 28- باید دقت کنیم کلماتی که در گزینه های سؤالات تشکیل می آید به ترتیب به کار رفتن در جمله در گزینه ها می آید و پس و پیش نمی آید و اگر کلمه ای شبیه به هم بود، باید دقت کنیم پس از کدام کلمه به کار رفته است. ◄ مثال: عین الصحیح فی التشکیل:« حب اهل البیت علامة حب الله» 1- حُبُ – اهلُ- علامةُ- حبُ 2- اهل- البیت- حب- الله 3- حُبُ- اهلُ- حب- اللهِ 4- البیت- علامةُ- حب- اللهُ در سؤال بالا حبُ( مبتدا)- اهل(مضاف الیه) – البیت(مضاف الیه)- علامة( خبر) – حب(مضاف الیه) – الله(مضاف الیه)

29- باید دقت کنیم که اعراب کلمه معطوف یعنی کلماتی که پس از حروف عطف می آیند با اسم بعدی اعرابش یکی است. مثال: جاء علیٌ و سعیدٌ - رأیت علیأ و سعیدأ

۳۰- باید دقت کنیم برخی از کلمات تنوین نمی گیرند، اگر تنوین بگیرند غلط هستند. الف- اسم غیر منصرف: مساجد- ایران ب- اسم ال۫ دار: الکتاب ج- اسم مثنی: مؤمنان د- اسم جمع مذکر سالم: مؤمنون ه- اسمی که اضافه شده است: تلمیذ المدرسة

۳۱-به این جمله دقت کنید:« نظر فاطمة» در این عبارت فاطمة، حرکت –ُ می گیرد یا - یعنی فاعل است یا مفعول؟ باید دقت کنیم چون فعل مذکر است پس فاطمة فاعل نیست و مفعول است، لذا حرکت - می گیرد.

۳۲- نکات تشکیل در« مستثنی» یعنی کلمه ای که بعد از الا قرار می گیرد: الف- اگر در جمله ای مثبت الا وجود داشت آن مستثنی تام است و اعراب بعد از الا حتمأ منصوب است. مثال: جاء التلامیذ الا حمیدأ ب- باید دقت کنیم در جمله منفی که فعل متعدی است، اگر قبل از إلاّ مفعول بیاید بعد از إلاّ فاعل می آید( مستثنی مفرغّ) مثال: لایصلح الرعیة إلاّ العدل ج- باید دقت کنیم در جمله منفی که فعل متعدی است، اگر قبل از إلاّ فاعل بیاید بعد از إلاّ مفعول می آید.( مستثنی مفرّغ) لم یقل المؤمنُ إلاّ الحق د - باید دقت کنیم در جمله منفی که افعال ناقصه وجود دارد و قبل از ٳلاّ اسم افعال ناقصه بیاید بعد از إلاّ خبر افعال ناقصه و منصوب می آید. لیس المفلحُ إلاّ الصادق 

۳۳- اگر پس از اسم اشاره اسم أل دار بیاید، اعراب اسم اشاره با اسم بعد از آن یکی است. یعنی اگر اسم اشاره فاعل باشد، اسم بعد از آن ضمه می گیرد. جاء هذا التلمیذُ، و اگر اسم اشاره مفعول باشد، اسم بعد از آن فتحه می گیرد. رایت هذا التلمیذ و اگر اسم اشاره اسم ان باشد، اسم بعد از آن فتحه می گیرد. ٳن هذا التلمیذ، و اگر اسم اشاره نائب فاعل باشد اسم بعد از آن ضمه می گیرد. ضُرب هذا التلمیذُ. اگر اسم اشاره مجرور به حرف جر باشد اسم بعد از آن کسره می گیرد. من هولاء الطالب و .... نقش کلمه ی أل دار بعد از اسم اشاره اگر جامد باشد عطف بیان است و اگر مشتق باشد صفت است.


موضوعات مرتبط: اخبار کنکور، قواعد کتاب عربی 3
[ شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ ] [ 0:20 ] [ امیرپاشایی ]
نظر بدهید
.: Weblog Themes By WeblogSkin:.
درباره وبلاگ


با سلام ودرود به دانش آموزان عزیزم
این وبلاگ را جهت پاسخگویی به
سوالات و رفع اشکالات درسی شما عزیزان ایجاد کردم .
موفقیت و شادکامی شما مهربانان را از خداوند بزرگ خواهانم.
موضوعات وب
قواعد کتاب عربی 1
اخبار کنکور
نمونه سوال
قواعد کتاب عربی2
ترجمه دروس عربی دوم
ترجمه درس عربی اول
مفردات عربی2
مطالب علمی عربی
مفردات عربی1
قواعد کتاب عربی 3
مفردات عربی3
آرشيو مطالب
مرداد ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
آرشیو
لینک های مفید
چت فارسی
انجمن مورفولوژی جغرافیایی
پزشک متخصص
چای لاغری تیما
مرکز لینک ایران
امکانات وب
Online
Online Users
User


منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

ضرب المثل عربی همراه با ترجمه فارسی

 

 

ضرب المثل عربی همراه با ترجمه ی فارسی


- الطيور علي أشكالها تقع (كبوتر با كبوتر باز با باز كند همجنس با همجنس پرواز)



- عاد بخفّي حنين ـ عاد صفر اليدين (دست خالي بازگشت ـ دست از پا درازتر برگشت)




- اليد الواحده لا تصفّق (يك دست صدا ندارد)



 وهب الأمير ما لا يملك (از كيسة خليفه مي‌بخشد)



- و للناس فيما يعشقون مذاهب (سليقه‌ها يكنواخت نيست)



- هل يصلح العطّار ما أفسد الدّهر (آب رفته به جوي باز نيايد)



- من يمدح العروس إلّا أهلها (هيچ كس نمي‌گويد ماست من ترش است)



- من كثر كلامه كثر ملامه (پرگو خطاگوست)



- من قرع باباً و لجّ و لج (عاقبت جوينده يابنده است)



- من طلب العلي سهر الليالي (گنج خواهي در طلب رنجي ببر)



- من طلب شيئاً وجدّ وجد (عاقبت جوينده يابنده بود)



- من طلب أخاً بلا عيب بقي بلا أخ. (گل بي‌خار خداست يا كجاست)



- من حفر بئراً لأخيه وقع فيها (چاه مكن بهر كسي اول خودت دوم كسي)



- من جدّ وجد (عاقبت جوينده يابنده بود)



- من صارع الحقّ صرعه (با آل علي هر كه در افتاد بر افتاد)



- المعيدي تسمع به خير من أن تراه (آواز دهل شنيدن از دور خوش است)



- المحنه إذا شاعت سهلت (مرگ به انبوه، جشن باشد)



- لكلّ فرعون موسي (دست بالاي دست بسيار است)



- لكلّ مقام مقال (هر سخني جايي و هر نكته مكاني دارد)



- ماحكّ جلدك مثل ظفرك (كسي نخارد پشت من جز ناخن انگشت من)



- ماهكذا تورد يا سعد الإبل (راهش اين نيست) (اين ره كه تو مي‌روي به تركستان است)



- الكلام يجرّ الكلام (حرف حرف مي‌آورد)



- كلم اللسان أنكي من كلم السنان (زخم زبان از زخم شمشير بدتر است)



- كالمستجير من الرّمضاء بالنّار (از چاله به چاه افتادن) (از بيم مار در دهان اژدها رفتن)



- كلّ رأس به صداع (هر سري دردي دارد)



- كلّ شاه تناط برجليها (هر كس را در قبر خود مي‌گذارند)



- لا تؤخر عمل اليوم إلي غدٍ (كار امروز را به فردا ميفكن)


- لا يؤخذ المرء بذنب أخيه (گناه ديگري را بر تو نخواهند نوشت)



- لكلّ جديد لذّه (نو كه آمد به بازار كهنه شود دل آزار)



- لكلّ صارم نبوه (انسان جايزالخطا است)



- لا يلدغ المرء من جحر مرّتين (آدم يك بار پايش در چاله مي‌رود)



- علي نفسها جنت براقش (خودم كردم كه لعنت بر خودم باد)



- عند الشدائد تعرف الإخوان (دوست آن باشد كه گيرد دست دوست در پريشان حالي و درماندگي)



- غاب القطّ إلعب يا فار (حال ميدان برايت خالي شده هر چه مي‌خواهي بكن)



- فعل المرء يدلّ علي أصله (از كوزه همان برود تراود كه در اوست)



- فوق كلّ ذي علم عليم (دست بالاي دست بسيار است)



- كالشمس في رابعه النهار (مثل روز روشن)



- كلام الليل يمحوه النهار (كنايه بر كسي كه به قول خود عمل نمي‌كند)



- قاب قوسين أو أدني (كنايه از بسيار نزديك بودن)



- الصبر مفتاح الفرج (گر صبر كني زغوره حلوا سازي)

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

بیان قواعد به صورت شعر

 

 

 اعراب در جمع مذكر سالم

 

  جمع سالم كامده بهر ذَكَر                            نيز اعرابش بود طور دگر

 

اين چنين جمعي كه دارد «واو و نون»               يا كه مي آيد گهي با «يا و نون»

 

" واو " مي آيد براي رفعشان                         ضمّه نبود هيچگه آن را نشان

 

 

               

 

 

جمع مونث سالم

 

 

جمع هاي سالم مختوم به " ات "                     مثل اسم طالبات و كاتِبات

 

نصبشان همواره فرعي مي شود                      ليك رفع و جرّشان اصلي بو

 

مثل " عادَ الصّاعِدونَ مِن جبال "                     مثل "  أنتم مؤمنون يا رجال "

 

د

 

جاي فتحه كسره مي گردد بدل                        چون " رأيتُ الطّالباتِ " در مثل

گر بود با " ياء "  مثل " مؤمنين "                     هست اعرابش هماره اين چنين

 

" ياء " هم بر " جر " دلالت مي كند                 هم ز نصب آن حكايت مي كند

 

مثل " مَثوَي المُشرِكينَ في جَحيمِ "                چون " رأيتُ المؤمِنينَ في نَعيم " .

 

 اعراب اسم هاي غيرمنصرف

 

 أحمد و كبري و نوح و طاهره                         مريم و عثمان مساجد قاهره

 

جملگي هستند غير منصرف                         يا به قول تازيان لا ينصرف

 

فتحه مي گيرند در حالات جر                        هرگز از كسره در آن نبود اثر

 

همچنين تنوين بر آنها راه نيست                    هر كسي تنوين دهد آگاه نيست

 

پس بگو " مِن أحمَدَ " در حال جر                   فاقد " ال " يا اضافه بود اگر

 

پس همين اسماء غير منصرف                       با وجود اين دو گردد منصرف

 

موضوعات مرتبط: قواعد کتاب عربی2، مطالب علمی عربی، قواعد کتاب عربی 3

[ دوشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 17:22 ] [ امیرپاشایی ]

1 نظر

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

               

درباره وبلاگ



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

کلینیک مجازی پرسش وپاسخ

سوال:آیا «تحسبها جامدة»درعبارت «تری الجبال تحسبها جامدةوهی تمرمر السحاب»امکان دارد حال باشد ویاممکن است دو حال دراین جمله باشد .

پاسخ:تحسب حال برای فاعل مستتر تری است وجامدة مفعول دوم فعل تحسب است .

وهی تمر مر السحاب نیز جمله حالیه است که حالت کوهها را بیان می کند .

سوال:کلمه اف در جمله «لا تقل لهما اف »مضاف الیه برای مفعول محذوف است ؟

پاسخ:اف:اسم فعل مضارع به معنی اتضجر وفاعلش انا است. ومانندیک جمله در محل نصب مفعول 

(مقول القول)برای فعل لاتقل است.



منبع این نوشته
برچسب ها : جمله ,
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است